

خیلی خوشحالممممممممم
خدایااااااااااااااا
عشق یعنی همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن!
تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی
حس بودنش به من شوق زندگی می بخشد.
در این لحظه که به انتظار غروب نشسته ام دلم تنها تو را میخواهد.
در این لحظه که تنهایی مرا در میان خودش گرفته است دلم تنها تو را میخواهد
در این لحظه که دلتنگم و چشمهایم بارانیست دلم تنها تو را میخواهد.
کجایی عشق من که دلم بهانه ی تو را میگیرد .
نمیتوانم آرام کنم دلی که دیوانه وار به عشق تو زندگی میکند.
نمیتوانم ببینم که دلم اینگونه در حسرت به حقیقت پیوستن آرزویش است.
دیگر بس است انتظار ، ای سرنوشت مرا رها کن از دام تنهایی ، دیگر بس است این عذاب
دلم تنها تو را میخواهد در لحظه ای که به هیچ چیز جز تو نمی اندیشم.
اینک اگر زنده ام در خاطر من هستی که پر پر نشده ام ، من شمعی هستم که همچنان به عشق تو میسوزم.
میترسم آنقدر به انتظار بنشینم تا از یادت فراموش شوم ، میترسم آنقدر سختی بکشم که به آسانی تو را از دست بدهم
در این لحظه که جز تو هیچ چیز دیگر به من امید نمیدهد ، باز هم به انتظار مینشینم تا روزی امیدم زنده شود
خوش خیال
چه خوش خیال است !
فاصله را میگویم
به خیالش تو را از من دور کرده است
نمیداند هر ثانیه که میگذرد
تپش قلبم بیشتر با پلک زدن چشمهایت هماهنگ میشود
نمیداند دلم هر لحظه بیشتر خاطرات را زیرو رو میکند تا قابی از لبخنده لبان زیبای تو پیدا کند
نمیداند اسم تو را روی لبانم حک کرده ام
نمیداند با شنیدن صدای تو
نفسهایم جان دوباره میگیرند

چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم....
تمبر و پاکت هم هست....
و یک عالمه حرف....
کاش کسی جایی منتظرم بود....
قلب زنان جهان را میچرخاند!(خانمها بخونید و افتخار کنید..)!!!
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود.
شش روز می گذشت ….
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:
چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.
قلبی داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی…..
را که این همه به من نزدیک است،تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
ادامه مطلب...